تبلیغات
دریافت کد ابزار آنلاین
بلاگ گروه مترجمین ایران زمین
دل شکسته - داستان عاشقانه (حتما بخونین)
 
دل شکسته
عمیق ترین درد زندگی مردن نیست،پنهان کردن قلبی است که به بدترین حالت شکسته باشد...
درباره وبلاگ


☆ منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست ☆

☆ شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست ☆

☆منو حالا نوازش کن همین حالا که تب دارم☆

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم☆

☆هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کاره سختی نیست☆

☆بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست☆

☆نبینم این دَم رفتن تو چشمات غصه میشینه☆

☆ همه اشکاتو میبوسم میدونم قسمتم اینه☆

مدیر وبلاگ : SAMAN
نویسندگان


یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"*دوست دارم

تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

چطور میتونی بگی عاشقمی؟

من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی

 


باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

صدات گرم و خواستنیه،

همیشه بهم اهمیت میدی،

دوست داشتنی هستی،

با ملاحظه هستی،

بخاطر لبخندت،

دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون

عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم

اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

عشق دلیل میخواد؟

نه!معلومه که نه!!

پس من هنوز هم عاشقتم

 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 22 مهر 1391 05:22 ب.ظ
اهااااااااااااااااااااااااااااااان...گرفتم...
ادرس رو اشتباه داده بودم
ولی این یکی درسته...
شنبه 22 مهر 1391 05:20 ب.ظ
ادرسم درسته ....
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:36 ب.ظ
کوووووووووووووووووووووووووشی؟؟؟؟؟؟؟
SAMAN امدم نفس
دوشنبه 17 مهر 1391 05:55 ب.ظ
جمعه 14 مهر 1391 07:53 ب.ظ
وب ساختما....!!!!!!!!!!!!!

لینک شدین
SAMAN سلام-شرمنده دیر جواب میدم یه مدت نبودم.ادرس درست نیس که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 8 مهر 1391 05:47 ب.ظ




درد را از هر طرف نوشتم درد بود

این شاید باشد بهترین ترانه و سرود

چشمان من ، به دیده تو خیره مانده بود

آه ،خدایا ،آن روزها چه زود گذشت ،چه زود


چهارشنبه 29 شهریور 1391 08:38 ب.ظ
نمیتونم.
البته شایدم بشه.چون قبلا امتحان کردم شده...!!!!!!!!!!!!!!!!!
شاید هم چون مدرسه و ماه بدبختی داره میاد بشه.ولی بازم حوصله شو ندارم...
سه شنبه 28 شهریور 1391 05:36 ب.ظ
گفتم که. حال و حوصله شو ندارم.در ضمن میترسم بیشتر از این به اینترنت معتاد شم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
SAMAN خوب هفته ای یبار بیا مثل من
یکشنبه 26 شهریور 1391 07:48 ب.ظ
کاملا مشخصه که داری میپیچونی.باشه بیخیال میشم







حال و حوصله شو ندارم...!!!!!!!!!!!!!!!!!!
SAMAN نگفتی چرا وب درست نمی کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
یکشنبه 26 شهریور 1391 11:39 ق.ظ
ببخشید که ناراحتت کردم.قصدم این نبود
SAMAN چرا یه وب درست نمیکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شنبه 25 شهریور 1391 12:55 ب.ظ
چرا اینقد مبهم جواب میییییییییییییدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟





حالا بگین شلید ناراحت نشدم.اگر هم ناراحت شدم که خیییییییییییییییییییلی رک میگم
SAMAN هیچی بیخیال.
جمعه 24 شهریور 1391 10:45 ب.ظ
هیچ گاه کسی را دوست نداشته باش. چون دوست داشتن اسارت است واسارت انسان را به جنون میکشاند هر گاه کسی را دوست داشتی رهایش کن.اگر به سویت باز نگشت بدان که از اول هم مال تو نبوده است.

SAMAN به به
جمعه 24 شهریور 1391 10:34 ب.ظ
از حرفی که زدم ناراحت شدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
SAMAN اره...........................
جمعه 24 شهریور 1391 01:28 ب.ظ
.......................؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
SAMAN بی خیال بگم ناراحت میشی
پنجشنبه 23 شهریور 1391 11:47 ب.ظ
چه زود ÷سر خاله میییییییییییییییییییییییشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
SAMAN .......................
چهارشنبه 22 شهریور 1391 04:04 ب.ظ
باشه وقتی وب ساختم ادرس هم برات میذارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
SAMAN فدات
دوشنبه 20 شهریور 1391 11:58 ب.ظ
خییییییییییییییییییلی باحال بود
ولی اخه مگه تو این دوره زمونه پسرای اینجوری هم پیدامیشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من که همیشه یا بهتره بگم بیشتر وقتا هیولا بودن پسرا رو دیدم
SAMAN لطف دارین ابجی.ادرس میزاشتی دیگه.................
پنجشنبه 16 شهریور 1391 08:34 ب.ظ
حرفی نیست...
خودم سکوتت را معنی می کنم!
کاش می فهمیدی،
گــــــــــاهی....همین نگــــاه ســـــــــــــــــــردت...
روی زمستان را هم كم می كنـــــــــد...!
پنجشنبه 16 شهریور 1391 08:33 ب.ظ
عالییییییییییییییی بود
دم پسره گرم
خیلی تخیلیه
پنجشنبه 16 شهریور 1391 06:28 ب.ظ
برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید

تو هم ایدل ز من گو شو که آن دلدار می آید


نگویم یار را شادی، که از شادی گذشتست او

مرا از فرط عشق او ز شادی عار می آید


مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می آید


برو ای شکر کین نعمت ز حد شکر بیرون شد

نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می آید


روید ای جمله صورتها که صورتهای نو می آید

علمهاتان نگون گردد که آن بسیار می آید


در و دیوار این سینه همی دَرَد ز انبوهی

که اندر در نمی گنجد پس از دیوار می آید
پنجشنبه 16 شهریور 1391 11:05 ق.ظ
خیییییییییییییییییییییییییییییییییییییلی قشنگ بود
SAMAN مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی